آقاي ف معتقد بود مردها داري يه نقص ژنتيكي هستن و توجه به زنهاي ديگه تو محدوده اين نقصشون قرار مي گيره. اما من و آقاي خ هردو بر اين اعتقاد بوديم كه اين توجه به غير همجنس در همه وجود داره و زنها به خاطر سركوب خيلي از احساسات – واكنشها و عكس العملهاي موجودي كه در برخورد با مردها پيدا مي كنن به مرور به تك همسري يا صرفا توجه به يك مرد بسنده كردند و خب اين توجهات يك سويه يا به عدم رضايت طرفين مي انجامه يا به مرور زمان كيفيتش دچار تحليل ميره. چون بيشتر خانومها در بيان نيازهاشون دچار يك سردرگمي يا خجالت يا چيزي از اين دست ميشن كه متاسفانه چندان خوب نيست.
چيزيكه هم من و هم آقاي خ بهش اعتقاد داشتيم اينه كه ازدواج نبايد اونقدر تعلق در طرفين به وجود بياره كه مانع از آزادي شخصي ديگري بشه. مسخره است آدمها بخاطر دوست داشتن شريك زندگيشون چنان بندي به پر و بالهاي اون شخص بزنند كه طرف گاهي از شدت عاصي شدن به كسي غير از همسر خودش توجه كنه. و حالا اگه اون شخص به زني يا مردي غير از ماها توجه كنه معنيش خيانته؟ و چرا اينقدر خانمها در برخورد اين مساله حساسيت نشون ميدن و آِيا همه آقايون اين نوع ارتباطها رو از همسرانشون دريغ مي كنن؟ و توجيهاتي كه اين وسط هركسي براي اون ديگري مياره به نظر اغلب خودخواهانه نيست؟!!
اما چيز جالبتري كه وجود داره اينه كه نقش زنها به مرور به خاطر اجتماع كمرنگ شده وگرنه كمتر زني از تجربه احساسي بدش مياد. كيه كه دوست نداشته باشه خودشو در برخورد با جنس مخالفش بشناسه؟ كيه كه دوست نداشته باشه احساسش رو براي دوست داشتنيهاش خرج كنه و آيا حضور يك شخص به اسم همسر يا دوست يا رفيق اجتماعي يا حتي معشوق بايد مانع اين اتفاق بشه كه من ازدوستي با آدمهاي ديگه و تجربه كردن دست بكشم؟؟؟؟ وآيا تنها يك نفر توي اين جمعيت چند ميليارد نفري مي تونه تمام نيازهاي منو بر طرف كنه؟
چه چيزي به من زن يا به توي مرد اين حق رو ميده كه به صرف عاشق بودن از شريكمون بخوايم كه معشوق كس ديگه اي نباشه؟ و چه چيزي معشوق يا معشوقه بودن رو براي ماها تعريف مي كنه؟ و آيا تمام اين ارتباطها الزاما به رابطه اي از نوع فيزيكش كشيده خواهند شد؟ و به نظرت اين تعاريفمون از اين كلمه نيست كه باعث درگيري و مجادله هاي لفظي پياپي ميشه؟
اينهمه حساسيت و وسواس و كنجكاوي توي ارتباطهاي شريكمون به نظر التماس براي نگه داشتن اون شخص نيست؟ و آيا تنها تك همسري بودن به اين معنيست كه من زن ، بايد تمام حجم احساسم رو بايد براي اون آدم خرج كنم؟ و اين بايدها و نبايدها اصلا حد و مرزي مي شناسه ؟ و اگه احساسات آدمي براي چند نفر خرج بشه آيا اون شخص مي تونه اعتراضي بكنه؟ و آيا لزومي داره كه شريكت رو از نوع و كيفيت دوستيهات مطلع كني ؟ و يا لازم ميدوني كه از ابتدا با دوستت يا همسرت درباره نوع زندگيت حرفي بزني؟
آقاي ف اعتقادش بر اين بود كه بايد براي معشوق داشتن اوضاع كنونيت رو بسنجي و ببيني آيا به مرور باعث اختلال توي زندگي شخصيت ميشه يا نميشه و من و آقاي خ فكر مي كنيم كه لزومي نداره براي داشتن معشوق اينقدر سختگيري كنيم. چون معشوقي كه ما متصور شده بوديم صرفا آدمي بود كه بيشتر بخش رواني زندگي رو كامل مي كنه و نهايتا باعث كامل شدن رابطه اصليت ميشه بدون اينكه آسيبي به تو يا خودش برسونه، درست مثل اغلب دوستاني كه بنابه دلايلي دوست صميمون محسوب ميشدن ولي با گذشت زمان كيفيت اون ارتباط تغيير كرد.
اين تعريف من و تو نوعيه كه معشوقه بودن يا معشوق داشتن رو توجيه مي كنه و به نظر ميرسه اغلب آدمهايي كه دور و بر خودمون مي بينيم حتي خود ما زمانهايي رو كه براي شخص ديگه اي غير از زنان- شوهران و يا دوستانمو ن صرف مي كنيم و با اونها مي خنديم. حرف مي زنيم و يا حتي درد و دل مي كنيم به چنان آرامش قابل قبولي در برخورد با همسران- دوستان و ... مي رسيم كه فكرشو هم نمي كرديم و كجاي اين ارتباط هاي دوستانه بايد بد باشه كه اينهمه در برابرش مقاومت مي كنيم ؟ و چه كسي اين بد بودن رو مي تونه منطقي توجيه كنه؟ و اين توجيهات بيشتر بر پايه احساسات نيست؟ و اينكه چه چيزي ياعث ميشه ما خودمون رو از اين قاعده مستثني مي كنيم كه با اعتقاد بگيم : " نوع دوستي ما فرق داره " ؟؟
وقتي خوب به اين نوع ارتباطها فكر كنيم به يه دور تسلسل واري ميرسيم كه فقط و فقط يه مشت توجيهات شخصيه و اين فقط و فقط خودتي كه مي توني توي بازه زماني محدودي كه در اختيار داري تمام وقتت رو براي يك شخص صرف كني يا انتخاب كني كه چقدر وقت مي خواي براي شناخت خودت بذاري و اين وسط چه سهمي از احساساتت در ازاي خرج چه چيزهايي مي تونه به تو و زندگيت كمك كنه؟ و اين باورها و اعتقادها قديمي كي و چي وقت و به دست چه كساني قراره ريخته بشه و بهاي اثبات اين موضوع چقدره ؟؟؟؟ كه: "وجود آدمهاي ديگه تو زندگي يك شخص اصلا خيانت محسوب نميشه ،بلكه تلاش يك آدمه براي شناخت خودش و لذت بردن از زندگيش "
پ.ن جدي : چنانچه اين بحث با توجه به نظرات دوستان به سمت و سوي خوب كشيده بشه براي اولين بار جواب دوستان عزيز رو در بخش كامنتدوني ميدم.
تا بعد...