تبليغاتX
یادگار دوست - زمستان است !!

خداوند سبحان امسال هم مثل سال 83 تمام خوان نعمتش را یکجا روی سر مردم رشت خالی کرد و ما موندیم حیرون که چه طوری اینهمه نعمت رو تو سوراخ سنبه های شهرمون جا بدیم. نه اینکه آدمهای ناشکری باشیم ها ، نه به جان عزیزتان!! اما وقتی برفی رو سرمان خراب میشه که اگه آب بشه برابر سرانه ریزش  سالانه باران تو کل کشوره اونوقت مثل من انگشت حیرت به دهان می بری  و مثل عباس قادری یا چه میدونم جواد یساری میگی ( حیروووون موندم)

 

باریدن این برف خیلی چیزهای جالبی داشت که اگه کمی حال و حوصله و دل و دماغ داشتی نمی تونستی به آسونی از کنارش بگذری. مثلا وقتی طبق معمول انگشت روی احساسات مردم میذارن و یه شعار همگانی میدن که مردم غیور لطفا کمتر گاز مصرف کنید مردم هم چنان صرفه جویی می کنند که به اندازه 3 میلیون متر مکعب گاز کمتر از سالهای گذشته مصرف میشه . چه طوری؟ فکر کنم خاله بنده به تنهایی رکورد دار باشه. اونقدر صرف جویی کرد که ماها تو خونه اش با پالتو و دستکش می نشستیم. ما اینیم

 

یا مثلا وقتی اداره ارشاد و شورای شهر یه مسابقه  مجسمه های برفی برگزار می کنند کل ملت رشت سعی می  کنند تمام هنرهای تجسمی –تخیلی- معماری –مهندسیشون رو به کار ببرن و بزن رو دست میکل آنژ و به نوعی یه دهن کجی بزرگ بکنند به اون مجسمه داوودش. باور نمی کنید ؟ مسخره می کنید؟ شک کردید؟ کافیه رو  لینک مجسمه های برفی یه کلیک کوچولو بکنید تا ببینید که ما ملت همیشه در صحنه چه هنرها که نداریم.( به اون توالت فرنگی و مستراح سنتی و آفتابه توجهات لازم را مبذول فرمایید.)

 

شهر به حالت عادیش برنگشته ولی این وسط استاندار تازه رشت حرف اول و آخر بحثهای شبانه شده بود و مطمئن هستم خیلی از نگاهها رو به سمت خودش جلب کرده. استاندار سابق که نزول اجلال فرموده بودند در یک اقدام غیر منتظره تمام دستگاههای برف روبی نظیر بلدوزر رو به استانهای همجوار فروختن . وقتی سال 83، 2 متر برف رو سر ملت ریخت هیچ دستگاهی توی رشت نبود و اوضاع بدجور از کنترل خارج شد. این یکی چون داشت کار خودشو انجام میداد ملت فکر کردن که عجب!! این یارو چقدر وظیفه شناسه!!!. یه جورایی ملت  اون سال مرگ رو به چشم خوشون دیده بودن حالا به تب راضی شدن.

 

ماهم خوبین. به لطف دعاهای شبانه روزی شما  ( تیکه بودا) . چنان کته کله شدم و پشتم باد خورده که فکر می کنم تا آخر زمستون مبتلا به زخم بستر بشم. از بس که این مدت کمبود خوابم رو جبران کردم. این وسط بوبو هم مرتب کنترل می کرد که احیانا دم رادیاتور تخم نذاشته باشم.فردا هم جهت پاره ای چتر بازیهای مبسوط  و دیدن دوست و استاد عزیزی دارم میرم تهران .

 

 

پ.ن خصوصی1: می تونم به خودم غره بشم که بهترین دوستان وبلاگ نویس رو دارم. از نگاهی نو عزیز یک دنیا ممنون که با حوصله و لطف بی اندازه اش بوبو رو بهتر ترجمه کردن اصطلاحات کتابش کمک کرد و ایمیلهای منو بی جواب نگذاشت. ممنونم عزیز

 

پ.ن خصوصی 2:   امیر جان من نمیدونم به درگاه خداوند چه گناه بزرگی رو مرتکب شدی که من جزء خواننده های وبلاگت شدم ؟ لطفا به سوالات زیر جواب بده.

 

مرتکب قتلی شدی؟             

بچه سرکشی هستی؟                     

 حرف بد میزنی؟         

 هیچکدام؟

 

بابت طراحی زیبایی که انجام دادی و وبلاگ ما رو دچار یک دگرگونی خاص کردی یک در دنیا صد در آخرت اجر ببری فرزند. ممنونم که همه خرده فرمایشات بنده رو با مهربانی خاص خودت انجام دادی. الهی امیدوارم همه خواننده های وبلاگت مثل من بچه پرو باشن.  

 

برمی گردم ان شاء الله

 

تا بعد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:54  توسط جوجو  |